زمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه
 

اعتراض (فقه)





اظهار نارضایتی و مخالفت کردن را اعتراض گویند. موارد جواز و عدم جواز اعتراض در سراسر فقه به مناسبت مطرح و احکام آن ذکر شده است.


۱ - ضابطه کلی در جواز و عدم جواز اعتراض



در این جا به ضابطۀ کلّی که در برگیرندۀ همۀ موارد کاربرد آن در فقه است، اشاره می‌شود.
اگر سخن یا عملی با همۀ جهات و شرایط لازم برای جواز صدور یا صحّت شرعی آن، از فرد صاحب صلاحیّتی صادر شود، دیگری از نظر شرعی حق اعتراض به او ندارد.

۲ - افراد داخل در ضابطه کلی



افرادی که داخل در ضابطه کلی هستند و حق اعتراض بر آنها در مورد خودشان نیست.

۲.۱ - سخن یا عمل امام معصوم


مانند سخن یا عمل امام معصوم علیه السّلام.

۲.۲ - حاکم شرع با عدم احراز خطا


حاکم شرع در صورتی که خطای او معلوم نباشد.

۲.۳ - پدر و جد نسبت به مولی علیه


پدر و جدّ نسبت به کسانی که بر آن‌ها ولایت دارند.

۲.۴ - مرد و زن آزاد رشید


مرد و زن آزاد و رشید نسبت به جان و مالشان.

۲.۵ - اعتراض به قیّم و وصیّ


قیّم و وصیّ نسبت به افرادی که بر آنان حق قیمومت و وصایت دارند و کسی که‌ از سوی دیگری مانند مالک یا شارع یا کسی که حق اذن دادن دارد مأذون باشد.

۳ - پانویس


 
۱. ↑ جواهر الکلام ج۲۱، ص۲۹۶.    
۲. ↑ المقنعة، ص۲۸۷.    
۳. ↑ المقنعة، ص۷۰۵.    
۴. ↑ جواهر الکلام ج۴۰، ص۱۰۵.    
۵. ↑ الخلاف ج۳، ص۲۱۲.    
۶. ↑ النهایة (شیخ طوسی)، ص۶۰۹.    
۷. ↑ شرائع الاسلام ج۲، ص۴۷۳.    
۸. ↑ الموسوعة الفقهیة المیسّرة ج۴، ص۱۴۱.    


۴ - منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۱، ص۵۹۵-۵۹۶.    



آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.